مدیریت اجرایی

تازه های مدیریت

تحقیق چیست؟

معنای اصطلاحی تحقیق

بسیاری از ما گمان می‌کنیم که هر گونه فعالیت و تلاش علمی را می‌توان تحقیق نامید. فعالیت‌هایی از قبیل:

تألیف، از ریشة «أ ل ف» به معنی پیوند زدن که اصطلاحا به معنی جمع‌آوری و تنظیم مجموعه‌ای از مطالب متناسب با یکدیگر است.

تصحیح متون، که معمولا بر روی متون کهن و سنگین علمی انجام می‌گیرد و همراه با مقابلة نسخه‌های خطی آن متن و شرح و توضیح لغات و عبارات دشوار است.

ترجمه، که در آن، متنی از زبانی به زبان دیگر برگردانده می‌شود.

تفسیر، که به معنی آشکار کردن مراد گوینده و یا نویسنده از یک متن است.

شرح، که به معنی رفع ابهام‌ها و ارائة توضیحات و اطلاعات بیشتر در رابطه با یک متن است.

احیای نسخ، که شامل، شناسایی، مرمت، بازخوانی، مقایسه و دیگر فعالیت‌های لازم برای تبدیل کردن یک نسخة خطی به نسخة چاپی و یا قابل استفاده می‌باشد.

آزمایش، که به معنی سنجش و بررسی یک متغیر در حالات و شرایط گوناگون است.

و بسیاری فعالیت‌های دیگر که با وجود ارزشمند و مفید بودن، همگی جزو مقدمات و یا بخش‌هایی از یک تحقیق می‌باشند و هیچ یک از آنها را نمی‌توان تحقیق نامید. برای روشن شدن معنی دقیق تحقیق، خوب است به عنوان مقدمه، ابتدا تفاوت دو واژه را مورد توجه قرار دهیم:

 

تفاوت سؤال با مسأله

اگر به پرسش‌ها و ابهاماتی که برای خودمان و یا دیگران مطرح می‌شوند دقت کنیم، می‌توانیم آنها را به دو دستة کلی تقسیم نماییم. تفاوت اصلی این دو گروه، در این است که برخی از پرسش‌های ما به خاطر جهالت و بی‌اطلاعی به وجود می‌آیند. یعنی چون چیزی دربارة یک موضوع نمی‌دانیم، آن را می‌پرسیم تا در آن باره اطلاع کسب کنیم. این گونه پرسش‌ها را اصطلاحا «سؤال» (question) می‌نامیم. اما برخی از پرسش‌ها هستند که بر اثر دانایی و اطلاعات قبلی ما ایجاد می‌شوند. به عبارت دیگر، تا وقتی دربارة یک موضوع چیزی نمی‌دانیم و یا اصلا به آن موضوع توجه نداریم، پرسشی هم در رابطه با آن به ذهنمان نمی‌رسد؛ ولی همین که کلیة اطلاعات موجود دربارة آن مطلب را به دست آوردیم، تازه در تحلیل‌ها و مقایسه‌ها و کشف ارتباطات مربوط به آن موضوع، پرسش‌های جدیدی برایمان مطرح می‌شود. اگر بتوانیم پاسخ این پرسش‌ها را با پرسیدن از دیگران و یا مطالعه و استفاده از منابع، به دست آوریم، معلوم می‌شود که این پرسش‌ها نیز بر اثر جهالت ما و یا نقص در اطلاعاتمان ایجاد شده و در واقع، ما «سؤال» داشته‌ایم. اما اگر پاسخ پرسش‌های جدید ما، نزد هیچ کس و در هیچ جا وجود نداشته باشد، ما با دغدغه و مشکلی مواجه می‌شویم که خودمان باید به دنبال حل آن باشیم. این گونه پرسش‌ها را اصطلاحا «مسأله» (problem) می‌گوییم.

به عنوان مثال، تا زمانی که کسی به افتادن اشیاء به سمت پایین توجه نمی‌کرد، هیچ پرسشی نیز در این رابطه مطرح نبود. اما _ آن گونه که مشهور است _ وقتی نیوتون به این موضوع توجه کرد، و اطلاعات جامع خود را در کنار آن قرار داد، این پرسش برای او مطرح شد که چرا یک سیب وقتی از درخت جدا می‌شود، به جای حرکت به سمت پایین، به سمتی دیگر حرکت نمی‌کند؟ اینجا بود که یک «مسأله» برای او مطرح شد. مسأله‌ای که پاسخ آن را کسی نمی‌دانست و او در هیچ کتاب و منبعی نمی‌توانست راه حل و پاسخ آن را بیابد. دقیقا در چنین جایی است که تحقیق و پژوهش، نقش خود را پیدا می‌کند.

امروز اگر همان پرسش برای ما مطرح شود، نمی‌توانیم آن را یک مسأله بدانیم. چون پاسخ آن قبلا داده شده است و برای اطلاع از این پاسخ، ما نیازمند مطالعه، جمع‌آوری اطلاعات و یا آموزش می‌باشیم. در حالی که اگر پاسخ پرسش ما در منابع و مراجع موجود نباشد، باید برای رسیدن به پاسخ، تحقیق کنیم.

با توجه به نکاتی که گفته شد، هم تفاوت سؤال و مسأله را دانستیم، و هم با تعریف و ویژگی‌های یک تحقیق علمی آشنا شدیم.

مطالب فوق را می‌توانیم این گونه جمع‌بندی کنیم:

سؤال:

·        بر اثر جهل و ندانستن ایجاد می‌شود.

·        پاسخ‌گویی به آن با رجوع به افراد و یا منابع امکان‌پذیر است.

·        مجهولی است که فرد، پاسخ آن را نمی‌داند.

 

مسأله:

·        بر اثر دانستن کلیة اطلاعات موجود در یک زمینه ایجاد می‌شود.

·        برای یافتن پاسخ آن، مراجعه به افراد و یا منابع دیگر، سودی ندارد.

·        مجهولی است که جامعة علمی به آن نپرداخته است و پاسخ آن را نمی‌داند.

 

اکنون که با تفاوت سؤال و مسأله آشنا شدیم، می‌توانیم به تعریف خود از تحقیق، نزدیک‌تر شویم. اولین و مهم‌ترین نکته‌ای که در تعریف تحقیق مطرح می‌باشد، این نکته است که شرط اساسی شکل‌گیری و آغاز یک تحقیق، مطرح شدن مسأله است. یعنی هرگز با داشتن سؤال، نمی‌توان تحقیقی را آغاز کرد. چرا که فرآیند پاسخ‌گویی به سؤال‌ها، نوعی آموزش است؛ در حالی که پژوهش و تحقیق، فرآیند پاسخ‌گویی به مسأله‌هاست.

نکتة دیگری که از مطالب قبلی به دست می‌آوریم، همراه بودن تحقیق با نوآوری است. چرا که همان گونه که قبلا گفتیم، مسأله وقتی مطرح می‌شود که با موضوع و پرسشی کاملا جدید مواجه باشیم. اگر شرط شکل‌گیری تحقیق، مسأله است و شرط مسأله نیز، نو بودن موضوع آن است، پس طبیعتا، همیشه تحقیق با نوآوری و پاسخ به پرسش‌هایی جدید همراه است. همین نکته است که اهمیت و نقش پژوهش را تا حدودی مشخص می‌کند. همراه بودن تحقیق با نوآوری، موجب می‌شود که کاروان علم و دانش، بر اثر تحقیقات علمی حرکت و پیشرفت داشته باشد.

بنا بر این، می‌توانیم در تعریف اصطلاحی تحقیق بگوییم:

 

تحقیق، کوششی روشمند برای پاسخ‌گویی به مسأله‌های علمی است که منجر به نوآوری و پیشرفت علم می‌شود.

 مریم مجیدی